سلامی دوباره
در این چند وقته که آپ نمی کردم اتفاقات زیادی افتاده ولی ان چیزی که اخیرا ذهنم را به خود مشغول
کرده این است که چرا ما (منظورم خودم و دوست هایم وافرادی نظیر ما است) چرا اینقدر ظلم پذیر
هستیم ؟ چرا به جای اینکه به وجود ظلم های آشکاری که به مامیشود اعتراض کنیم همه اش در پی
این هستیم که یک جوری فرار کنیم و معمولا هم به توجیه ان کسانی می پردازیم که به ما ظلم می
کنند مثلا اخیرا اقای وفقی که از دوستان هم دانشکده ای ما هستند ۴ هفته بازداشت بودند .به جرم
اینکه روز ۱۸ تیر جلوی دانشگاه امیرکبیر تجمع ۶ نفره برگزار کرده بودند .من در مدت بازداشت ایشان با
خیلی ها صحبت کردم .اکثر قریب به اتفاق انها حتی بچه های انجمن اسلامی به آقای وفقی انتقاد
داشتند که چرا ساعت ۷ صبح ۶ نفره رفتند جلوی امیرکبیر ؟ خب معلوم است که می گیرندشان.!!!!!
و هیچ کس هم نمی پرسید که اخر این ها که کار غیرقانونی نکرده بودند وکسی حق دستگیری انها را
نداشته است . حالا وای به روزی که مثلا شما به یک مجلس ختم ۱۵ دقیقه دیر بروید یا در عروسی
کسی از بستگان درجه N از قلم بیفتد.از زمین و آسمان بیانیه و اظهار نظر است که می بارد که چرا این
طور شدو چرا آن طور شد. این حضرات که خود را محق به اظهار نظر در همه این امور نیمه خصوصی می
دانند به مسایل مهم وعمومی حتی فکرهم نمی کنند . . . .
فکر کنم این حدیث امام علی در کتاب عرب ۳ بود که:
چهار چیز نشانه انحطاط است
۱-اهمیت دادن به مسایل غیر مهم(فروع)
۲-تضییع اصول
۳-ارج نهادن به انسان های دون
۴-مهجور ماندن افراد وارسته
حالا شما بگویید آیا ما منحط نیستیم؟؟؟؟
پ.ن.
بعد از مدتی سکون حالا که دوباره می خواهم شروع کنم به پست گذاشتن در وبلاگ ترجیح می دهم به
بیان انتقادات ودغدغه های خودم در مورد مسایل روزمره ای بپردازم که به نظرم نشانه هایی از معضلات
بزرگ تاریخی ماست.