يك پست كاملاً دانشكدهاي
اين پست رو بعد از مدتها كه نوشته بودم تصميم گرفتم كه روي وبلاگ بگذارم علتش هم اين بود كه دلم براي بچههاي دانشكده تنگ شده است و ميخواهم خاطره شيرين روزهاي با هم بودن را دوباره يادآوري كنم. همين جا بگويم كه اميدوارم دوستان عزيزم كه در اين جا نام برده شده يا از قلم افتادهاند از گذاشتن Comment و پستهاي مشابه در وبلاگهاي خودشان دريغ نفرمايند.
خب برويم سر اصل مطلب ميخواهم به يكي از پرفركانسترين لغات رد و بدل شونده بين دوستان 80 اي عمرانيم بپردازم «آويزوني»:
معنی اين لغت به صورت تحت الفظي يعني آويخته بودن ولي در قاموس دوستان من معني خاصي دارد. آويزوني يعني حالتي كه در آن هيچ كاري نداري و به علافي مطلق دست ميزني به عنوان مثال پشت كامپيوتر سايت نشستي و بعد log off ميكني ولي پا نميشي بري همان جا مينشيني يا مثلاً دانشگاه كلاس نداري ولي ميآيي به دانشگاه يا مثلاً دوباردوبار ميروي به سلف و غذاخوردن دوستانت را تماشا ميكني و ...
بررسي تاريخي
آوردهاند كه اين فن ابتدا توسط دكتر علي – ب وارد دانشكده عمران شد ايشان ركورد حضور در دانشگاه را براي اولين بار به 12 ساعت (از 7 صبح تا 7 شب) افزايش دادند. اما پس از مدتي علي – ط گوي سبقت را از ايشان ربوده و ركورد جاودانه 20 ساعت و 15 دقيقه حضور در دانشگاه (از ساعت 30/7 صبح تا 45/3 صبح روز بعد) را بر جا گذاشت.
قهرمانان اين رشته :
در اين قسمت به معرفي تني چند از قهرمانان و پيش گامان اين رشته ميپردازيم.
ع-و :
ايشان اصولاً در هيچ جايي هيچ كاري ندارند. و نكته جالب در مورد ايشان اين است كه آويزوني ايشان محدود به دانشكده نيست خيلي وقت ها توي خانه آويزوني ميكنند به خاطر همينه كه تا حالا حتي يك بار هم به يك قرارش به موقع نرسيده است خودش ميگويند تاخير زیريك ساعت براي من قابل قبول (من ميگويم برای ایشان شاهكار) است. هميشه كارهايي مثل خوابيدن و ...در خانه دارند كه باعث ميشود كه قرارهاشون نرسند. خودم يك بار شنيدم كه وقتي ع . و ساعت 30/16 تازه وارد دانشگاه شد در جواب دوستان كه علت تاخير را ميپرسيدند گفت اگر صبح ميآمدم ممكن بود سرما بخورم؟!!
اخيراً ايشان وارد انجمن اسلامي دانشگاه ما شدهاند و فصلي جديد در باب آويزوني گشودند اتفاقات جديدي افتاده كه در پست بعدي به نام "سوتي" خواهم نوشت.
س. م. ن :
ايشان كاپيتان تيم آويزونهاي دانشكده عمران هستند. ايشان اساساً دراين دنيا كاري براي انجام دادن ندارند بنابراين حضورشان در هر مكان و هر زمان به منزله آويزوني محسوب ميشود. اين دوست، هيچ وقت تو زندگي وقت كم نياورده است هميشه وقت اضافي و زيادي براي انجام كار داشته است. ركورد حضور در تمامي اردوهاي دانشكده حتي ركورد مسخره زنگ زدن به خونه ما وسراغ من را گرفتن وقتي با هم در اهواز بوديم و ... متعلق به ايشان است يك بار دكترخ.م ش. به او گفت آقاي س. م. ن چرا هميشه دانشگاهيد؟
لازم به ذكر است اين دوست خوب ما در عالم سوتي دادن دست بالا را دارند قطعاً در پست بعدي سوتيهاي جالب توجه ايشان را براي شما نقل خواهم كرد.
ا. ن :
در مورد ايشان هر چي بگويم كم گفتهام ركورد صحبت در مقابل سر در دانشگاه از ساعت 3 بعدازظهر تا 15/11 شب (دقت كنيد 15/8 دقيقه) مشتركا به نام ايشان به همراه ع.و ثبت شده است -من كه كم آوردم شما چي- ؟؟ راستي داستان حضور پشت كامپيوتر سايت بعد از logoff متعلق به ايشان بود.
ع- ط:
به قول بچهها ع- ط هميشه همه جا هست يك روز از بچهها شنيدم كه به هم ميگفتند يك بار م. ر. د و ك. د و ع. ط با هم وارد دانشكده شدند دو نفر اول سوار آسانسور ميشوند ع. ط شروع به صحبت با يك نفر در همكف ميكند. وقتي آن دو نفر به طبقه 3 ميرسند ميبينند كه ع. ط در كمال آرامش دارد با ب. هـ صحبت ميكند تازه جالبش اينجا است كه وقتي ميرسند كه طبقه 5 ميبينن ع. ط دارد ميرود به سمت دفتر استادها. با شناختي كه من ازش دارم ميدانم كه تو زندگي كارهاي زيادي دارد ولي كار زيادي انجام نميدهد ولي هميشه كارها حل ميشود. در واقع ماتریس زندگي اين بنده خدا تکین است یعنی گرفتن هر جوابي از ايشان ممكنه يعني ميتواند با يك pulse كوچك يك Response بزرگ بدهد يا برعكس.
پ . ن :اين پست. پست اول از اين نوع در وبلاگ من بود هنوز ايدهها و موضوعات زيادي از اين دست دارم. اگر دوستان استقبال كنند به اين نوع پست گذاشتن اداره ميدهيم بسيار خوشحال ميشوم كه ديگران هم به اين سبك یا هر سبکی که مایل اند به نقد رفتارهاي من و ديگر دوستان بپردازند شايد شناخت بهتري از خودمان پيدا كنيم.